|
سلام امروز یه نامردی برای تبلیغ وبلاگش که فقط اس ام اس داره!!!!!( چه مفید
به تو که میگويی : گيلک بیغيرت است؛ اگر چشمگير بودن عظمت سپاه ديلميان در ارتش ايران باستان و اثرگذاری شگرفشان در شکست والرين، امپراتور روم بیغيرتی است، گيلک بیغيرت است. اگر دو و نيم قرن مقاومت در برابر هجوم اعراب در حالی که تمام ايران به چنگ تازيان افتاده بود و مبارزه دليرانه «موتا» سردار ديلمی ِ سپاهيان ری و گيلان و آذربايجان در برابر اعراب بیغيرتی است، گيلک بیغيرتترين ِ بیغيرتهاست. اگر اين موضوع که گيلکان برخلاف ساير نقاط ايران که اغلب با جنگ و شمشير به اسلام رو آوردند، دو قرن و نيم بعد از هجوم اعراب و آن هم با فکر و اختيار، دين اسلام را از علويانی که برای نجات از خلفای عباسی به گيلان پناه آورده بودند پذيرفتند، اگر اين امر بیغيرتی است، خوب بله، گيلک بیغيرت است. اگر پيشتاز بودن در نهضت بيداری و مبارزات مشروطه و فتح تهران در کنار همرزمان آذری و بختياری بیغيرتی است، بیغيرتتر از گيلک وجود ندارد. اگر به دليل ارتباط با کشورهای اروپايی، گذار از مناسبات عشيرهای و قبيلهای و حرکت در مسير مدرنيسم و صاحب فکر بودن و نگرش بیتعصب به مسائل داشتن و انسان ديدن ِ زن، بیغيرتی است، گيلک بیغيرت است و اگر حيوان ديدن ِ زن و خوشبينانهتر، ضعيفه و منزل و بیادبی و... ديدن زن غيرت است، اگر خشکمذهبی و خشکمغزی و کور و تعصبی و جَوگير بودن غيرت است، تو باغيرتترين باغيرتان عالمی! اگر در گرما و سرما پا را تا زير زانو در آب فرو کردن و زالوهای بيجار (شاليزار) را از پای کندن و تابستان زير تيغ آفتاب درو کردن محصول و جان کندن و پيشفروش و پيشخور کردن ميوه روی درخت و محصول روی زمين از فرط نداری بیغيرتی است و اگر در انحصار داشتن تمام امکانات رفاهی و تحصيلی و صنعتی و اشتغالی و دو قورت و نيم باقی داشتن و ادعای مستعد بودن، غيرت است، البته که گيلک بیغيرت است و تو باغيرت. اگر مشارکتِ دوشادوش و برابر مرد و زن در توليد و برابری در مديريت اقتصادی خانواده، بیغيرتی است، از گيلکها بیغيرتتر نخواهی يافت. اگر قرنها پناهگاه آزادیخواهان و معارضان با قدرتهای استبدادی بودن، بیغيرتی است، گيلان کُنام بیغيرتان است و اگر نعل نمودن پای عادلشاه (غريبشاه) گيلانی و به تيرکمان تيرباران نمودنش (آنچه که شاه صفی کرد) و قتلعام قيامهای دهقانی گيلان به دست مبارک شاه عباس «کبير»! غيرت است، تو عين غيرتی نارفيق! اگر مهماننوازی و دست خويش را پيش مهمان رو کردن و ظرفيت بالای فرهنگی در پذيرش و همزيستی با مهاجران از ارمنی و کرد و آذری گرفته تا فارس و روس و ترکمن و... بیغيرتی است، چه کسی بیغيرتتر از گيلک؟ و البته، آذری را خر خواند و لُر را بیفرهنگ دانستن و گيلک را بیغيرت ناميدن، تنها از تو بیغيرت برمیآيد که خود را مرکز و محور همه امور و قيم و ازمابهتران میدانی. اصلا جایی که تو را باغيرت بنامند، بايد که من ِ گيلک را بیغيرت ناميد! منبع من: وبلاگ گيلان .гилан.Guilan به قلم گیله مرد عزیز بهرام كريميhttp://www.guilan-dolfak.blogfa.com + نوشته شده در 0:52 توسط فرزاد |
+ نوشته شده در 21:56 توسط فرزاد |
معلم یک کودکستان به بچه های کلاس گفت که میخواهد با آنها بازی کند . او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان میآید ، سیب زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند. فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به کودکستان آمدند . در کیسهء بعضی ها 2 بعضی ها 3 ، و بعضی ها 5 سیب زمینی بود. روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی سیب زمینی های گندیده . به علاوه ، آن هایی که سیب زمینی بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند . پس از گذشت یک هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند. + نوشته شده در 16:17 توسط فرزاد |
سلام امروز یه کار توپ دارم برای دانلود بابای... + نوشته شده در 17:6 توسط فرزاد |
گفتگوي ماه و نابينا:
نابينا گفت : دوستت دارم ماه گفت: تو که منو نمي بيني چطوري دوستم داري؟! نابينا گفت: اگه مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم اما الان که نمي بينمت عاشق خودت هستم
+ نوشته شده در 16:58 توسط فرزاد |
سلام دیروز دوست عزییییییزم وحید جونم که روز دانشجو رو اس ام اسی تبریک گفت بازم مثل همیشه گله کرد که وااااااااای تو چرا نمیذاری دیگران نظر بدن فدای شما فرزاد جیگر + نوشته شده در 16:15 توسط فرزاد |
گروه ذوالفنون از اواسط بهمن ماه امسال بنا به دعوت ايرانيان مقيم استراليا در شهرهاي سيدني (Sydney) ، آدلايد(Adelaide) ، بريزبين (Brisbane) و ملبورن (Melbourne) به اجرا مي پردازند.
اعضاي گروه: استاد جلال ذوالفنون سرپرست و نوازنده سه تار سهيل ذوالفنون نوازنده تار و آواز گلنوش ذوالفنون نوازنده سه تار و آواز آرش زنگنه سازهاي كوبي منبع من: سایت رسمی استاد ذوالفنونhttp://www.zolfonoon.ir + نوشته شده در 17:33 توسط فرزاد
«محمدرضا لطفی» نوازنده برجسته تار شنبه ۱۶ آذر مهمان شبكه رادیویی ایران خواهد بود. + نوشته شده در 21:15 توسط فرزاد
شما يكي از معدود كساني هستيد كه با اينكه سابقه طولاني در اجراي موسيقي سنتي داريد،ناگهان به تلفيق روي آورديد ، تلفيق موسيقي ايراني با سازهايي مثل گيتار و پيانو، با توجه به اينكه هر تغيير در اين عرصه تاوان سختي دارد كه احتمالا سما در حال پرداخت آن هستيد، چطور شد به اين تفكر رسيديد؟
اين تفكري است كه در دنيا مرسوم است، از بيست سال پيش تا امروز موزيسين هاي دنيا به تلفيق موسيقي فرهنگ هاي مختلف پرداخته اند و در اين عرصه آثار خوبي خلق شده است. اما چون ما ارتباط كمتري با فرهنگ دنيا داريم ، اين قضيه برايمان نامانوس است. البته بايد بگويم كساني كه به تلفيق موسيقي مختلف دست مي زنند بايد تسلط كامل بر موسيقي داشته باشند تا بتوانند قطعه اي را به خوبي از آب و گل درآورند،قوه ابتكار و بداهه نوازي لازمه رفتن به سمت خلق چنين موسيقي است ، اين قضيه به معرفي سازها هم كمك مي كند. اما ظاهرا مخالفت هايي كه وجود دارد مانع از تاثير واقعي آن بر مخاطبان مي شود. بله همينطور است.جبهه بندي هاي اشتباهي وجود داردكه مي گويد بايد بين انواع موسيقي فاصله داشته باشد،در حالي كه ماقصد داريم اين فاصله را از ميان برداريم تا جبهه بنديهاي غلط از بين برود و تفكر سالم جايگزين آن شود.با اين نگرش وقتي كنسرت تلفيقي برگزار مي شود ، كساني كه علاقمند به شنيدن ساز ايراني هستند با ساز غربي هم آشنا مي شوند و بالعكس. اشاره كرديد به اين كه كساني كه موسيقي تلفيقي خلق مي كنند بايد تسلط كامل بر موسيقي داشته باشند . شما با بردران خواجه نوري اين كار را ادامه مي دهيد فكر مي كنيد اين تسلط در آنها هم وجود دارد؟ اليته داريوش خواجه نوري در آواز با من همراهي مي كند اما محمد علي خواجه نوري فرد بسيار مسلطي است و شناخت كافي از موسيقي فلامينكو اسپانيا دارد . خود بداهه پرداز است و تجربيات زيادي در اين زمينه در كارنامه هنري اوست. شما كه اجراي موسيقي تلفيقي به يكي از مهمترين علاقه هايتان تبديل شده است چرا در جشنواره فجر با يك گروه سنتي برنامه اجرا مي كنيد؟ چون برگزار كنندگان جشنواره روي اجراي سنتي تاكيد دارند و فعلا اين چنين ابتكارتي كه موسيقي را از رنگ سنت و عادت خارج مي كند ، جزء برنامه هاي اين رويداد نيست . فكر ميكنيد جامعه با شناختي كه از شما دارد و اجراهايتان را در دهه شصت و هفتاد در كنار استادان موسيقي ايراني به ياد مي آورد ، چقدر پذيراي اين تغيير است؟ هدف ما در موسيقي فرهگ سازي است اگرچه تغييرات هميشه تبعاتي را هم به دنبال دارند.در حال حاضر تكيه زيادي روي برخي افراد و جريان ها مي شود كه من نام آن را بت سازي مي گذارم. مي خواهيم اين جريان و بت سازي را بشكنيم و بين مو سيقي سنتي و غير سنتي رابطه به وجود بياوريم تا اذهان براي شناخت انواع موسيقي آماده تر شود، چرا كه معتقدم دو نوع موسيقي بيشتر نداريم : موسيقي خوب و بد و تقسيمات ديگر نقش چنداني ايفا نمي كنند. موسيقي خوب پيام عاطفي – انساني به همراه دارد و ماندگار است اما موسيقي بد بي خاصيت و براي ذهن مضر . در تلفيق نوع ساز مهم نيست ، مهم ذهنيت افرادي است كه آنرا ارائه مي كنند. آيا شما قصد داريد اين تجربه را در كنار موسيقي سنتي ادامه دهيد يا يكي را كنار بگذاريد؟ اجراي سنتي جاي خود را دارد و سي دي جديدي در اين زمينه دارم كه به زودي به بازار مي آيد، معتقدم اثري كه به دست مردم مي دهيم در حال حاضر بسته بندي درستي ندارد.در حالي كه بايد سي دي ، با تفكر طراحي شود تا براي مخاطب قابل پذيرش باشد. منظورتان دقيقا از بسته بندي درست چيست؟ كالايي كه مي خريد بايد جلد ، طراحي و بسته بندي داشته باشد تا مخاطب آنرا راحت بپذيردو برايش قابل قبول باشد تا محتوايش را بهتر درك كند.درست كه محتوا همان است اما نوع ارائه خيلي از نظرات را تامين مي كند. شما در حال حاضر شاگردان زيادي داريد و به آنها رديف هاي موسقيي ايراني را آموزش مي دهيد. آيا آنها دچار تناقض در اين رابطه نمي شوند؟شما به آنها موسيقي ايراني مي آموزيد در حالي كه خود موسيقي تلفيقي را تجربه مي كنيد. اين تجربه ذاتي است و افراد در ذهن خود بايد به آن برسند . اگر توانمندي ذهني وجود داشته باشد اين فعاليت نياز به آموزش ندارد ، من مانند استاد زبان انگليسي هستم ، او در كلاس با شاگردانش انگليسي حرف مي زند ، در حالي كه زبانش بيرون از كلاس فارسي است. پس معتقد هستيد تلفيق موسيقي ، قابل آموزش دادن نيست؟ بله هنرمند بايد به دريافت ذهني برسد.علاقه و عشق و ذهن نوآورانه داشته باشد. در حالي كه اين مقوله در جامعه ما باب نيست. كساني كه در دهه پنجاه ساز مي زدند تكنيك بسيار بالايي داشتند ولي هيچ حركت نوآورانه اي ازآنها ديده نمي شد و حتي با هر حركتي مخالفت مي كردند. بر اساس چه نيازي به موسيقي تلفيقي روي آورديد؟آيا در موسيقي ما اين احتياج وجود دارديا اينكه نياز مخاطب آنرا به موسيقي تحميل كرده است؟ نسل قديم تكيه زياد از حد روي سنت دارند و نسل جديد ما بر مدرنيسم. ما سعي كرديم اين دو را باهم آشتي دهيم . ضمن اينكه موسيقي ايران نياز به تنوع و حركت دارد و تلفيق يكي از راه هايي است كه از نظر رنگ آميزي ظاهري ، تنوع و حركتي، نو در موسيقي به وجود مي آورد. در حالي كه مخاطب هم به آن نياز دارد .مخاطبي كه هميشه مي گويد موسيقي ايراني بي حال است ، وقتي نغمه دشتي را به شكل ديگري با گيتار و پيانو مي شنود، برايش موسيقي تازگي پيدا مي كند. منبع من : سایت رسمی جلال ذوالفنون http://www.zolfonoon.ir + نوشته شده در 14:54 توسط فرزاد
جلال ذوالفنون نوازنده سه تار معتقد است محصول كار جوانان را نباید با پیشكسوتان مقایسه كرد بلكه باید به جوانترها فرصت داد. + نوشته شده در 16:18 توسط فرزاد
|